موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
زندگی
جمعه 8 آذر 1392برچسب:, :: 1:12 :: نويسنده : fereshteh
عشق زندگی میبخشد تا کجای زندگی باید ز دلتنگی نوشت تا به کی بازیچه بودن توی دست سر نوشت تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته از این زندگی با غصه های بیشمار...
باران! بیا و رحم کن مترسک: تو شاهد باش که مرا برای ترساندن آفریدند، اما من تشنه ی عشق پرنده ای بودم که سهمش از با من بودن فقط، گرسنگی بود... دو شنبه 26 آبان 1392برچسب:, :: 23:36 :: نويسنده : fereshteh
غروب بود آفتابگردون به دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستاره اي چشمك زد آفتابگردون با اخم سرش رو پايين انداخت.... گلها هرگز خيانت نميكنند. + چـرا همـیشـه مـن درک کنم ، مـن مراعات کنـم ، |
|||
![]() |